آلمان:جلسه بزرگداشت جان باختگان اعتراض ها و تظاهرات مردم علیه حاکمیت متقلب



گزارش دریافتی :
گزارشی ازجلسه بزرگ داشت جان باختگان اعتراض ها و تظاهرات مردم علیه حاکمیت متقلب بوخوم / آلمانفردا افق چونان همیشه شعله ور و خونی ست ! (مانی)امید سلاح پیروزی است ! (مصداقی)با همه اختلاف نظر ها، پیوستن به جنبش نسل جوان در ایران (کاخساز) محسن مقصودیبه دعوت گروهی از ایرانیان آزادیخواه ، جلسه ای برای بزرگ داشت جان باختگان تظاهرات و اعتراض های میلیونی مردم علیه تقلبات گسترده دولت احمدی نژاد و حمایت همه سویه "ولی مستبد فقیه"/ علی خامنه ای از آن، در شامگاه جمعه 9 مرداد 88 در شهر بوخوم، برگزار گردید. پنجاه تن از هم میهنان حاضر در سالن، خود را در کنار تصاویر بزرگی از جوانانی می یافتند که با گلوله ماموران لباس شخصی و یا زیر شکنجه جلادان ولی فقیه در زندان ها کشته شده بودند. تصاویر جوانانی که با زیبایی و عطر گل های رز و نورو گرمای شعله های شمع آذین یافته ، شورزندگی و شوق رهائی را فریاد می زدند. دوتصویر بزرگ ندا و سهراب با رنگ های شاد و نگاه هایی شاد تر، طعنه می زدند که غم وترس وخفت را بدور بریز، غنچه وجوانه را دریاب ، ترنم چشمه و چشمه خورشید باش !پس از خوش آمد گویی از سوی برگزارکنندگان، حاضرین به نشانه احترام به کشته شدگان راه آزادی ، برخاسته و یک دقیقه در سکوت، یاد آن ها را در جان خویش گرامی داشتند.آقای ناصر کاخساز اولین سخنران نشست بود که مسئله مبرم جنبش ، همانا شیوه سازماندهی آن را مورد نقد وبسط قرارداد. وی اظهارداشت که آنچه سازماندهی عمودی و گود و خطی می نامید ، نمی تواند پاسخ گوی اعتلای حرکت جنبش مردم باشد. وی این گونه سازمان یابی را بنوعی به ایدئولوژی آمیخته دانست که موجب انباشتی ازاطلاعات می گردد که بنوبه خود مانع از بازشدن در های تشکیلات آن به روی توده های مردم خواهد گردید. از دیگر پیآمدهای ناگزیر سازمان یابی های عمودی و گود، شکل نگرفتن روابطه بیرونی ، ایجاد احساس خودخواهی درونی و انحصاری خواستن قدرت، برگذاری حد و مرزهای تنگ برای تغییرو تحول ، علاقه مندی به آمریت، باور به خرد منفصل با یک رهبری بشدت متمرکز، بی اعتنائی به حقوق فردی در سازمان، اعتیاد به سرکوب و از اعتبار انداختن عُرف به مثابه عدم پذیرش حاکمیت عقل سلیم ، هستند. وی در ادامه از عرف سبز نام برد که دارای سازماندهی افقی است. این گونه تشکل یابی با اتکا به شور اجتماعی است تا یک ایدئولوژی. وی بستر و خاستگاه اصلی دمکراسی را تفکیک شرع از عُرف می بیند که در انقلاب بورژوائی به انجام می رسد. ناصر کاخساز جنبشی که درایران جریان دارد را از بزرگترین جنبش های 50 سال اخیر دانست و تاکید کرد که دمکراسی در بستر های عرفی وافقی رشد می کند. وی سپس به تلاش برای ایجاد اتحاد ها اشاره نمود و گفت باید ببینیم در زیر کدام سقف می خواهیم قرار بگیریم. به باور کاخسازسقفی که عقلانیت ایرانی برای اتحاد تدارک می بیند تقدم دمکراسی بر عدالت است . وی ادامه می دهد هراس رژیم از این است که مردم ایران دروازه های تمدن را باز کنند. باید ساختارهای بوروکراتیک و کاریسما پرور را خرد کرد و گذاشت همه بتوانند حرف های خود را بزنند و با همه اختلاف نظر ها به جنبش نسل جوان در ایران بپیوندند. آقای ایرج مصداقی از زندانیان سیاسی دهه 60 در جمهوری اسلامی ، سخنران بعدی بود. وی پس از تشکر از برگزار کنندگان نشست یادآوری نمود که یکماه دیگر، شهریورماه ، بیست و یکمین سالگرد کشتارزندانیان سیاسی درزندان های جمهوری اسلامی است وهنوز"چشم رادرچشمه اشک می شویند!"وی گفت در تمام این سال ها همان بی رحمی در زندان ها چیره بوده است که یک لحظه آن را در مرگ ندا ، جهانیان دیدند . مصداقی که تلاشی پیگیر و خستگی ناپذیر در افشاء جنایت ها و جنایتکاران زندان های جمهوری اسلامی دارد، ادامه داد قبل از هر چیز ایدئولوژی نظام پشتوانه شکنجه و اعدام ها است. این نظام برای همه اقداماتش یک توجیه ایدئولوژیکی دارد و این ایدئولوژی را باید شناخت تا به ریشه های توجیه جنایت ها در زندان ها بعنوان مثال توجیه اعدام کودکان، پی برد. وی از ( فقه جواهری) نام برد که حاکم شرع را مختار می داند درجزئی ترین امور زندگی مردم دخالت نماید و امرو نهی کند. وی این حکم خمینی را که زنان کسانی که برای حکومت جاسوسی نکنند بر آنها حرامند، ناشی از این فقه می داند. خمینی آن روزی که کافرین را می کشند ، یوم الله و قاتلین را بندگان خدا می داند. از این رو این " بندگان خدا" در روزهای فاجعه برای زدن لگد به شکم زندانیان برای افتادن از سکوی اعدام به پائین ، مسابقه می دادند و پس از اجرای امر، نان خامه ای بین یکدیگر تقسیم می کردند!!مصداقی شرحی از رفتار زشت زندانبان بویژه با زنان زندانی داد وگفت به زندانیان زن گناهان جنسی نسبت می دادند و آنها را در " قبر" های شکنجه گاه قرار می دادند. اگراز نظر انسان ها "جعبه" ، "تابوت"، "قفس" و "قبر" و "خانه های سازمانی" و... ابزار شکنجه و فشار های شکننده و طاقت فرسا بر روی زندانی محسوب می شوند، از نظر مسئولین زندان اینها همه "کارخانه" و "دستگاه" محسوب می شوند که آدم های "دیگری" می سازند !زندانبانان چنان مسخ شده اند که باور دارند که زجر و شکنجه برای زندانیانی که مقام انسانی ندارند ، "رحمت" است و آنها را از ناپاکی "خالص" می کند تا شاید دوزخی نشوند !در مورد مصاحبه های تلویزیونی مصداقی گفت ، بازجو یان که خود را خلیفه الله می دانند گاهی آنقدر زندانی را زیرشکنجه و فشار می گرفتند که شرط اعدام او را ، مصاحبه کردن قرار می دادند !!سخنان ایرج مصداقی ، انسان را به دنیای تاریک و خونین دیگری پشت دیوارهای بلند زندان ها ی می برد که با همه افشاگری ها و خاطره نویسی ها ، هنوز بسیار ناشناخته است و هر "تازه واردی" به این سیاه چال ها را شوکه می کند.پس از تنفس کوتاهی که در پایان سخنان ایرج مصداقی سخت ضرور می نمود، میرزا آقا عسگری/ مانی / با زبان شعر به شرح شرارت های اصحاب شرور شرع پرداخت. وی در آغاز به آزادی خواهان از صدر مشروطه تا جنبش کنونی ادای احترام کرد و یاد آور روز 8 آگوست شد که در بالین آرامگاه زنده یاد فریدون فرخ زاد بمناسبت سالگرد قتلش توسط مزدوران رژیم گردهمآئی برگزار خواهد گردید.مانی ، جنبش اخیر را جنبشی برای آزادی خواند و شاید هم برای سکولاریسم و مطرح کرد هر کس با هر نگاه و هر پرچمی که در آن شرکت می کند ، جنبش برای همان است و اینچنین است که جنبش همه را در بر می گیرد. وی سپس با فروتنی گفت که با اینکه 30 سال است بر ضد جمهوری اسلامی شعر نوشته ام باید بگویم که حقیقتا شعرهمان چیزی است که امروز در خیابان ها می بینیم.میرزا آقا عسگری ، نخست شعری را که در سال 1367 برای محمد دریا باری ، یکی از زندانیان سیاسی اعدام شده در زندان های مخوف رژیم سروده بود خواند :دریا سلام سلام دریاییامروز پیک تلخ دهان ، آمد و گفت کشته اند ترا بازو خون باستانیت اینک در گنجینه ها روانست ...فردا دوباره دریا توفانی ستفردا دوباره دردل این خاک غمسرشتباید بپروریمگلخوشه های گندم آزادی رافردا افق چونان همیشه شعله ور و خونی ست ...دومین شعر مانی ، آدراپانا ، نام داشت که نام اسدآباد کنونی است در قبل از حمله اعراب به ایران. مانی به " ویران کنندگان " ایران ، در سیر تاریخ ، بنوبه خود پاسخ می دهد:...و تو ، ای سوسک بیابانی ! چُسنه!و شما سوسمارهای شن زی !بر خاک من بلولید، بلولید اما می دانید گام های کوبنده در راهند.رژه ی آزادی در راه است.سرفرازی در راه است.شما !شما سوسک های حدیث گو سوسمارهای آیه خوان !زیر گام های پرطنین آینده له خواهید شدآینده ای که طنین گام هایش را از هم اکنون می شنوید.درانتها، فرصت کوتاهی نیز به حاضرین داده شد تا به مطرح کردن پرسش ها و نظرات خود بپردازند: در مسئله رهبری جنبش،باید ازروش های مدیریت نوین علمی که می تواند در سیاست نیز بکار گرفته شود بهره برد.؛ آیا توابین قربانیان رژیم هستند ویا از جمله گناهکارانند؟؛ آیا در جامعه ما نیاز به رهبریت وجود دارد؟؛ آیا شعار(استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی) بازگو کننده جنبش ملی است؟؛ این افشاگری های آقای مصداقی که احساس وحشت ایجاد می کند ، نشان از آن دارد که این رژیم حتی اگر دریای خون بپا کند، برخلاف شاه کوتاه نمی آید. پس چگونه باید با آن مبارزه کرد؟؛ این شکنجه گران، بیماران روانی هستند که متاسفانه از همین جامعه برخاسته اند.؛ رهبری می بایست دستجمعی باشد، رهبری ای که با ملت در یک گفتگو قرار گیرد.؛ اهمیت تاکید بر حقوق ملی اقوام و ملیت های ایران در مبارزه برای آزادی و دمکراسی. آقای ناصر کاخساز ضمن پاسخ به سوالات و اظهار نظرات براهمیت بوجود آمدن یک شورای مرکزی رهبری بر اساس تجربیات نهضت ملی که مبارزه در داخل و خارج از کشور را شامل شود ، تاکید نمود و گفت که دولت حقوقی یک وجه الوفاق است.آقای مصداقی در پایان ضمن اینکه زندانیان مقاوم و یا توابین را هرکدام، یک طیف جداگانه خواند گفت که می بایست جایگاه هر شخص را بطور مشخص در آنها بررسی کرد. او از ظرفیت متفاوت انسان ها برای مقاومت مثال آورد وتاکید کرد که انسان ها هریک بنوعی در ذهن خویش امید را زنده نگه می دارند و این امید در سربلندی و پیروزی آنها در شرایط فوق العاده دشوار نقش تعیین کننده ای دارد.

iran11.8.2009

وقتی دیوار اعتماد یک ملت فرو می ریزد دیگر نمی توان بر خرابه های آن تکیه کرد حتی اگر با اشک چشم به پاکسازی اش بر خیزند

بد مستی این طفل سی ساله /منـوچهـر يـزدی

وقتی از سی سال پیش ملت جایش را به امت داد و تا حد گله های گوسفند سقوط کرد و چوپان وظیفه شرعی داشت فقط آب و علف اش را تامین کند ولی بر هویتش بتازد و بر شعورش تردید روا دارد و بر آرزو هایش فاتحه بخواند... حال باید از بیداری این گله انگشت تحیر بدندان گیرند و چاقوی شان را برای بریدن سر بره های سر بهوا تیز کنند...!!!

================
وقتی تاریخ در گمنامی و غربت می افتد ...وقتی از حوادث نمی آموزیم .....وقتی نگاه مان را بر آینده و گذ شته می بندیم.....آنگاه تاریخ تکرار میشود ...!!!

وقتی سی سال پیش توی دهان دولت قانونی زدند و دولت غیر قانونی را بر یک جامعه هیجان زده تحمیل کردند و همگان از درون و برون بر این جا بجایی کف زدند ...حال آمده اند تا بر اساس همان سنت دیرینه توی دهان ملت بزنند و یک دولت را بر یک ملت تحمیل کنند ....!

وقتی سی سال قبل توی دهان سفارت آمریکا زدند و دیپلمات های آمریکایی را تحقیر کردند و عمو سام خم به ابرو نیاورد و چهار صد و چهل و چهار روز خفت و خواری را بر جان خرید تا نوزاد حکومت اسلامی جان بگیرد ...حال باید آمریکا و غرب بنیشینند و شاهد دهان کجی و بد مستی این طفل سی ساله باشند ....!!

وقتی سی سال پیش .....آقایان امام را در ماه دیدند و روشنفکران دینی و ملی مذهبی بر آن مهر تایید کوبیدند ... حال باید هاله نور را بالای سر دولت مشاهده کنند ...

وقتی سی سال پیش بهترین افسران و فرزندان ایران را از دم تیغ گذ رانیدند و رنگ سرخ خون های به ناحق ریخته شده را ندیدند - حال باید امروز رنگ سبز یکی از فرزندان اصیل حکومت دینی را تحمل کنند ...!

وقتی سی سال دنیای دمکراسی کارتری و اعوان و انصارش در بریتانیای صغیر چشمانشان را بر تحقیر یک ملت می بندند و امروز گوشه چشمی بر ما می گشایند حال باید آقایان شگفت زده از این تغییر - فریاد مرگ بر بی بی سی و صدای آمریکا بر دارند و از عهد شکنی...این عزیز دردانه های رسانه ای رنجیده خاطر شوند...

وقتی سی سال انگشت حکومت به سوی بهشت موعود دراز بود و همه وعده ها به آنجا ختم میشد و صدای مظلومیت این مردم به گوش ها فرو نمی رفت حال باید گوش هایشان را برای شنیدن خروش پر صلابت یک ملت از درون قلب های شکسته آماده کنند

وقتی سی سال پیش پایه های یک حکومت را بر مصلحت نظام نهادند واهل فن و دانش را به انزوا راندند... حال باید از سازه های لرزان آن که با غریوی شکاف برداشته است بیم به خود راه دهند....

وقتی از سی سال پیش ملت جایش را به امت داد و تا حد گله های گوسفند سقوط کرد و چوپان وظیفه شرعی داشت فقط آب و علف اش را تامین کند ولی بر هویتش بتازد و بر شعورش تردید روا دارد و بر آرزو هایش فاتحه بخواند... حال باید از بیداری این گله انگشت تحیر بدندان گیرند و چاقوی شان را برای بریدن سر بره های سر بهوا تیز کنند...!!!

تاریخ را نخواندند... تاریخ ملت ایران رااز نیمه هایش خواندند و خود خواسته مرور کردند و به تحریف ارزش های یک ملت دست یازیدند... که اگر چنین نبود حتما ملاحظه می کردند که وقتی دیوار اعتماد یک ملت فرو می ریزد دیگر نمی توان بر خرابه های آن تکیه کرد حتی اگر با اشک چشم به پاکسازی اش بر خیزند...

و امروز آن روز است.... شاید بتوان با شمشیر های آغشته به خون چند صباحی روی پاهای لرزان ایستاد ولی خرابه... خرابه است... باید به حکم تاریخ و اراده ملی گردن نهاد تا راه برای معماران واقعی و دلسوز و بر گزیدگان خرد جمعی و میهن دوستان آرمانخواه هموار گردد...

اراده ملی بر یک رفراندم تعلق گرفته است...

انتقال حاکمیت از حاکمیت فرقه ای به حاکمیت ملت

iran 17.7.2009



شهباز نخعی
تمام این پرت و پلا گویی ها و هذیان ها یک وجه مشترک دارند: وحشت زدگی!از سکوت سنگین سید علی خامنه ای تا یاوه سرایی رییس راهنمایی و رانندگی، و از دروغ وقاحت آمیز سردار احمدی مقدم تا پریشان گویی های حجت الاسلام مقتدایی و سردار فیروزآبادی، همه و همه نشان از اوج وحشت زدگی و درماندگی همه مقامات نظام ولایت مطلقه فقیه از صدر تا ذیل دارند. این اوج وحشت زدگی را پرویز داودی، معاون اول رییس جمهوری، با کم ترین واژگان چنین بیان می کند: "ما اگر برویم، جهان را نیز با خود خواهیم برد"!--------------"دست خون آلود رادر پیش چشم خلق پنهان می کنند !هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد رواآنچه این نامردمان با جان انسان می کنند".(زنده یاد فریدون مشیری) * * *عبید زاکانی می گوید: شخصی به جنگ می رفت، نعره می زد و تیز می داد. پرسیدند: چرا نعره می زنی؟! گفت برای آن که دشمن را بترسانم! پرسیدند: چرا تیز می دهی؟! گفت برای این که خودم هم می ترسم! حکایت این عمله و اکره سرکوب وپرقیچی های مزدور مقام معظم رهبری سابق است که خودش گویی که حناق گرفته باشد چندین و چند روز است که صدایش در نمی آید و معلوم نیست در کدام سوراخ موشی فرو رفته است!پر قیچی های مواجب بگیر هم که گاه و بیگاه می کوشند رجزی بخوانند تا به یکدیگر قوت قلب بدهند، کارشان از تیز دادن گذشته و از پریشان گویی و فلاکتی که در لحن شان موج می زند بخوبی آشکار است که شلوار زرد کرده اند!سردار رویانیان، رییس پلیس راهنمایی و رانندگی (؟!) می گوید: "یک عده آشغال می گویند این رهبر، نظام و قانون را باید تغییر داد، مگرما مرده ایم؟ مگر می گذاریم در این کشور علی تنها بماند؟"!سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی هم درفشانی می کند: "واقعا کار زشتی است که مسؤلان کشور را متهم به دروغگویی و فساد کنیم... نیروی انتظامی در روزهای اول با هدایت افکار عمومی، روشنگری و با حد اقل توسل به خشونت و زور، مردم را از صف اغتشاش گران جدا کرد. این داستان گرچه با هزینه اما در مدت زمان کوتاهی به پایان رسید"!در این بازارمکاره ی رجزخوانی، خالی بندی و دروغگویی، برای جوری جنس توسل و دخیل بستن به امام زمان هم مشتری های خود را دارد: حجت الاسلام مقتدایی، مدیر حوزه علمیه قم و نایب رییس جامعه مدرسین این حوزه، با خرج کردن از کیسه امام زمان می گوید: "انتخابات اخیر ریاست جمهوری مورد تایید امام زمان و پروردگاراست و هیچ مشکلی درآن راه ندارد... اعتقاد به ولایت فقیه یعنی اعتقاد به کسی که حرف او حرف امام زمان است"!سردار سرلشگر فوق سنگین وزن، سید حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، در نامه مضحکی به امام زمان، که دستمایه طنزپردازان قرار گرفته، می نویسد: "مهدی جان! در 30 خرداد 88، 30 خرداد 60 را بازسازی کردند. با تخریب، کشتار و آشوب به پایگاه های بسیج و مسجد خدا یورش آوردند... به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذرهم رحم نکردند و منافقان سلاح های اهدایی امریکا و اسراییل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند، تا به خیال خام خود با کمک رسانه های بیگانه، ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از این که مسؤلان با حکمت و تدبیر، بکار بردن سلاح را بخاطر پیشگیری از هرگونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچ گاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند"!این سردار 200 کیلویی، که وزن جثه و مغزش با هم تناسب معکوس دارند، ابلهانه می پندارد که اگر با توسل به دروغ – آن هم خطاب به امام زمان!- وزن سنگین خود را روی کفه ترازوی ولایت فقیه بیاندازد، می تواند آن را سنگین ترکند، در ادامه نامه خود به "مهدی جان" می نویسد: "بعضی فکر می کنند که اگر علیه ما شعار بدهندما کوتاه آمده، جا می زنیم و عقب نشینی می کنیم. اما ما آمده ایم که جانمان را فدا کنیم"!پهلوان پنبه ای دیگر، سردار عبدالله عراقی، فرمانده سپاه محمد رسول الله، رجزخوانی اش در تضاد کامل با ننه من غریبم های سردار فیروزآبادی است: "اغتشاشات اخیر یکی از بی سابقه ترین اغتشاشات سال های اخیر بود. ما تنها 30 درصد از توان بسیج را برای مقابله با آنها به کار گرفتیم. شورای امنیت ملی ماموریت سرکوب را به سپاه و بسیج داد ومجموعه سپاه تهران بزرگ به عنوان بازوی اجرایی سپاه در تهران، در کنار بسیج و نیروی انتظامی وارد صحنه شد"!سردار حسین همدانی، جانشین فرمانده نیروی مقاومت بسیج هم در بیاناتی، که نشان می دهند مغزش چندان بزرگ تر از سردار فیروزآبادی نیست، می گوید: "آنقدر اطلاعات و اعتراف از اغتشاش گران به دست آمده که اگر تا مدت ها همه رسانه ها بسیج شوند، نمی توان تمام این اعترافات را به مردم انتقال داد"!تمام این پرت و پلا گویی ها و هذیان ها یک وجه مشترک دارند: وحشت زدگی!از سکوت سنگین سید علی خامنه ای تا یاوه سرایی رییس راهنمایی و رانندگی، و از دروغ وقاحت آمیز سردار احمدی مقدم تا پریشان گویی های حجت الاسلام مقتدایی و سردار فیروزآبادی، همه و همه نشان از اوج وحشت زدگی و درماندگی همه مقامات نظام ولایت مطلقه فقیه از صدر تا ذیل دارند. این اوج وحشت زدگی را پرویز داودی، معاون اول رییس جمهوری، با کم ترین واژگان چنین بیان می کند: "ما اگر برویم، جهان را نیز با خود خواهیم برد"!در سوی دیگر این اردوی درهم ریخته و وحشت زده، جنبش آزادی خواه و حق طلب مردم ایران،با گام هایی استواروبه دوراز شتاب زدگی به پیش می رود. سنجیدگی رفتارو متانت این جنبش علاوه بر آن که تحسین و اعجاب دنیا را برانگیخته، دستگاه عصبی حکومت آخوندی را نیز مختل ساخته است. دستگاه عریض و طویل اطلاعاتی-امنیتی نظام که تا همین چند وقت پیش، وزیرش لافزنانه آن را نیرومندترین دستگاه اطلاعاتی-امنیتی دنیا می نامید، در رویارویی با پدیده ی "جنبش مردمی" به بیخ دیوار ناکارآمدی رانده شده و تمام عملکردش به واکنش های ابلهانه ای مانند بازداشت های فله ای واعتراف گیری هایی که هیچ کس برای آنها پشیزی ارزش و اعتبار قایل نیست، محدود گردیده است.نویسنده ای نکته سنج – منصور امان – وضعیت کنونی حکومت آخوندی – که تا همین چند هفته پیش رجزخوانی "اقتدار"اش گوش فلک را کر کرده بود – را چنین توصیف می کند: "گستره اقتدار آنها درست درانتهای چماق هایی که به دست گرفته اند، پایان می یابد"!در چنین شرایطی از آرایش نیروها، آیت الله حسینعلی منتظری، نظریه پرداز ولایت فقیه و رییس مجلس خبرگان تصویب کننده قانون اساسی – که انصافا باید برای صراحت و شجاعتش ارزش و احترام قایل شد – درفتوایی صریح و بدون ابهام، آخرین میخ ها را نیز به تابوت نظام ولایت مطلقه فقیه کوبید: "این که عده ای نسبت به حکومت خودی بوده و بتوانند دست به هر جنایتی بزنند، به خوابگاه دانشجویان حمله نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرارداده و از طبقه بالا به پایین پرتاب کنند، قتل های زنجیره ای را انجام دهند وفرهیختگان این ملت را وحشیانه ترور نمایند واز مجازات مصون باشند، با هیچ دین و آیینی سازگار نیست. مردم باید بر اساس قاعده امر به معروف و نهی از منکر درحد توان خود برای برکناری چنین مسؤلانی تلاش کنند. متصدیانی که شرعا وعقلا تولیت وتصدی امر اجتماعی را ازدست داده اند خود به خود از مقام خود معزولند".و حتی کار به جایی رسیده که فردی مانند سرداردکترمحسن رضایی – که سال ها در مکتب استادی چون هاشمی رفسنجانی درس تزویر و نان به نرخ روزخوردن آموخته – نیز حساب خود را از نظام جدا می کند و می گوید: "ادامه این وضعیت و حل نشده باقی ماندن مناقشات... نظام را به سوی فروپاشی می برد"!

Offenbar neue




Mehrere tausend Demonstranten sollen sich Straßenschlachten mit der Polizei geliefert haben. Die Polizisten hätten Tränengas eingesetzt, um die Menge der etwa 3000 Oppositionsanhänger aufzulösen.




Wie Augenzeugen am Sonntag (28.06.2009) berichteten, hätten einige Demonstranten Arm- und Beinbrüche erlitten. Jüngere Teilnehmer der Protestveranstaltung seien zuvor auf die Polizisten losgegangen, nachdem diese eine ältere Frau geschlagen hätten. Zu den Zusammenstößen kam es den Angaben zufolge in der Nähe der Ghoba-Moschee. Es waren die ersten Straßenproteste seit mehreren Tagen. Da politische Kundgebungen verboten sind, wagen sich kaum noch Oppositionelle auf die Straße.


Stunden vorher hatten iranische Sicherheitskräfte mindestens acht iranische Angestellte der britischen Botschaft festgenommen. Ihnen wird vorgeworfen, in die Proteste der Opposition gegen die umstrittenen Wahlen im Land verwickelt zu sein. Einige von ihnen sollen sich inzwischen wieder auf freiem Fuß befinden.
Nach den heftigen Protesten gegen die Ergebnisse der Präsidentschaftswahl vom 12. Juni hatte die iranische Führung insbesondere Großbritannien vorgeworfen, die Unruhen anzuheizen.

Der britische Außenminister David Miliband verurteilte das Vorgehen der iranischen Behörden am Sonntag am Rande eines Treffens der Außenminister der Organisation für Sicherheit und Zusammenarbeit in Europa (OSZE) auf der griechischen Insel Korfu und sagte, dies seien schikanöse Versuche zur "Einschüchterung". Großbritannien sei "tief besorgt" über die Festnahme des "hart arbeitenden diplomatischen Personals".

Die Beziehungen zwischen dem Iran und Großbritannien sind seit den Protesten gegen die Präsidentschaftswahl auf einem Tiefpunkt angelangt. Am vergangenen Montag hatte Teheran zwei britische Diplomaten ausgewiesen, London forderte daraufhin auch zwei Mitarbeiter der iranischen Botschaft zum Verlassen des Landes auf.



Unterdessen ging der Streit um das Ergebnis der Präsidentenwahl weiter. Zwei Reformkandidaten forderten eine unabhängige Sonderkommission. In einem Brief an den Wächterrat forderte der Reformkandidat Mehdi Karrubi eine unabhängige Sonderkommission. Diese müsse die volle Befugnis haben, sämtliche Vorwürfe über Unregelmäßigkeiten zu untersuchen.

Zuvor hatte bereits Oppositionsführer Mir Hussein Mussawi eine Sonderkommission, die im Auftrag des Wächterrats agieren sollte, abgelehnt. So eine Kommission werde nicht zu einem "gerechten Urteil" kommen, erklärte Mir Hussein Mussawi im Internet. Einige Mitglieder des Gremiums seien nicht neutral. Mussawi betonte, eine Überprüfung von lediglich zehn Prozent der abgegebenen Stimmen würde nicht dazu beitragen, das Vertrauen des Volkes wiederherzustellen.



Mahmud Ahmadinedschad inmitten von Getreuen (Foto: AP)Bildunterschrift: Präsident Ahmadinedschad kann auf die Unterstützung konservativer Kräfte im Iran zählen



Ein Novum im Iran



Der Wächterrat - das oberste Kontrollgremium der Islamischen Republik - hatte die Nachzählung in zehn Prozent der Wahllokale vorgeschlagen, um den Vorwurf des Wahlbetrugs zu entkräften. Offiziellen Angaben zufolge sollen die Wahllokale nach dem Zufallsprinzip ausgesucht werden. Das Angebot des Wächterrats sei ein Novum in der Geschichte der Islamischen Republik, hatte der Sprecher des Wächterrates, Abbas Ali Kadkhodaei, erklärt. Bisher habe der Wächterrat niemals eine Einmischung von außen geduldet.



Bei der Präsidentenwahl vor zwei Wochen soll Amtsinhaber Mahmud Ahmadinedschad mit großer Mehrheit bestätigt worden sein, die Opposition bezweifelt dies und spricht von Wahlbetrug. Bei Protesten wurden bereits etliche Menschen getötet.



Grüne Finger mit weißer Rose (Foto: ap)Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: Die Demonstranten im Iran sind immer in der Gefahr, festgenommen zu werdenDie Menschenrechtsorganisation Human Rights Watch prangerte nächtliche Razzien gegen Oppositionelle in Teheran an. Die paramilitärische Basidsch-Miliz dringe willkürlich in Privatwohnungen ein und schlage die Bewohner, heißt es in einem in Washington veröffentlichten Bericht der Organisation. Ziel der Einsätze sei es, die Menschen an nächtlichen Protestrufen von den Dächern zu hindern.



Außerdem werden die berüchtigten Basidsch-Milizen nach Angaben von Amnesty International in Krankenhäusern aktiv: Sie greifen sich verletzte Demonstranten und verschleppen sie vor den Augen der Ärzte aus den Kliniken. "Die Basidsch warten geradezu auf die Verletzten", so ein Sprecher von Amnesty International.



Neue Drohgebärden



Mahmud Ahmadinedschad (Foto: AP)Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: Ahmadinedschad: Iran wurde "beleidigt"



International wird die Kritik an der iranischen Regierung immer lauter. Präsident Ahmadinedschad reagierte auf die zahlreichen internationalen Appelle zur Achtung fundamentaler Menschenrechte mit verbalen Attacken. US-Präsident Barack Obama und Führer europäischer Länder hätten die iranische Nation beleidigt, weil sie sich in innere Angelegenheiten eingemischt hätten. Und Ahmadinedschad drohte: "Diesmal wird die iranische Nation entschieden und klar antworten, so dass ihr (der Westen) beschämt seid und bereut."



Politische Beobachter gehen davon aus, dass Ahmadinedschad mit seiner Warnung an den Westen deutlich machen wollte, dass die Kompromissbereitschaft Teherans bei Streitthemen wie dem iranischen Atomprogramm oder der Nahostpolitik künftig geringer sein wird als je zuvor.



Isolation - ja oder nein?



Der luxemburgische Außenminister Jean Asselborn warnte die EU vor einer Politik der kompletten Isolierung des Iran. "Ich kenne kein Beispiel dafür, dass die vollständige Isolierung eines Landes zum Erfolg geführt hat", sagte Asselborn. Er und seine Kollegen aus den anderen 26 EU-Staaten beraten an diesem Sonntag auf der griechischen Insel Korfu über ihre Haltung gegenüber den Machthabern in Teheran.

"Wir erleben eine Welle der


Berlin. Die scharfen Worte des iranischen Präsidenten Mahmud Ahmadinedschad gegen Deutschland sowie die Anschläge auf Kirchen im Irak haben Bundespolitiker alarmiert. "Wir erleben die größte Welle der Christenverfolung der Neuzeit", sagte Hellmut Königshaus (FDP) vom Bundestags-Gebetskreis unserer Zeitung. Der Kreis bringt Christen aller Parteien im Bundestag zusammen.
Nach Angaben der katholischen Menschenrechtsorganisation "Kirche in Not" sind mehr als 200 Millionen der 2,2 Milliarden Christen von Verfolgung bedroht. Im Irak waren bei Anschlägen auf Kirchen vier Christen ums Leben gekommen. Die Taten gelten als Folge der Bluttat in einem Dresdner Gericht. Dort hatte ein Deutschrusse eine hier lebende, schwangere Ägypterin vor den Augen ihres Mannes und Kindes erstochen.
Ahmadinedschad hatte die UN und die USA aufgefordert, Deutschland zu verurteilen. Der Fall sei tagelang verschwiegen worden, die Frau Opfer antiislamischer Strömungen geworden. "Was in Dresden passiert ist, ist ungeheuerlich", sagte Königshaus dazu. Es sei aber eine rassistisch motivierte Einzeltat und keine organisierte Islamverfolgung gewesen. "Die Bundesregierung muss die Regierung in Teheran darauf ansprechen, dass diese eine vorsätzlich falsche Darstellung der Ereignisse in Umlauf gebracht und damit die Gemüter erhitzt hat." Auch müsse die Entwicklungshilfe stärker an die Einhaltung von Menschenrechten geknüpft werden. "Dazu zählt die religiöse Freiheit."
Auch aus Sicht des Nahost-Experten Volker Perthes muss die Bundesregierung mehr tun, um einem Imageschaden nach der tödlichen Messerattacke auf die Ägypterin zu begegnen. Eine Möglichkeit seien Stipendien für ägyptische Studenten, sagte der Leiter der Stiftung Wissenschaft und Politik.
Die Bedrohung von Christen sei vor allem in Iran, Irak, Indien und Indonesien virulent, sagte Königshaus. Er hatte jüngst einen parteiübergreifenden Entschließungsantrag ins Parlament eingebracht, der weltweit Toleranz gegenüber allen Glaubensrichtungen einfordert.
Quelle: Rheinische Post

اسامی تعدادی از دستگیر شدگان اخیر، محبوس در زندان

اسامی تعدادی از دستگیر شدگان اخیر، محبوس در زندان اوین

ایران ب ب ب

بنابه گزارشات رسیده از زندان اوین، هزاران نفر از مردم و جوانانی که در تظاهراتهای خیابانی شرکت داشتند دستگیر و به بندهای مختلف اوین منتقل شدند.
یورشهای وحشیانه و غیر انسانی علیه مردم و جوانان در تهران و شهرستانها تا به حال منجر به جانباختن و زخمی شدن تعداد بیشماری از مردم بی دفاع شده است همچنین گارد ویژه ، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصی ها که تحت امر ولی فقیه رژیم علی خامنه ای عمل می کنند تا به حال هزاران نفر را دستگیر و به زندانها ،پادگانهای سپاه پاسداران،پایگاههای بسیج و خانه های امن منتقل کردند.فقط در زندان اوین گفته می شود که چند هزار نفر از دستگیر شدگان در بند مخوف 209،بند 240،بند 241 ،بند 8، بند قرنطینه و قرنطینه بند 7 زندانی هستند.
ساعت 11:45 امروز 8 تير ماه 4 پسر جوان به دليل اعتراض به بسيجي هايي كه با باتوم سر خيابان ها ايستاده اند تا هر گونه اعتراض را سركوب كنند در خيابان آزادي نبش خوش شمالي توسط 3 بسيجي دستگير شدند درحاليكه دست آنها را با دستبند بسته بودند و در كنار خيابان نشانده بودند در صورت هر گونه اعتراض با ضربات باتوم به جانشان مي افتادند.مردمي هم كه جلو مي امدند و آعتراض مي كردند از ضربات باتوم آنها در امان نبودند.
اسامی بخشی از زندانیان که در حال حاضر در بندهای مختلف زندان اوین بسر می برند به قرار زیر می باشد:
1- ندا فرقاني 23 ساله دوشنبه 25 خرداد در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
2- اكرم كبيري 27 ساله و متاهل سه شنبه 26 خرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
3- عاطفه خواجه نصير 23 ساله شنبه 30 خرداد در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده
4- امير اميري 26 ساله به اوين منتقل شده
5- مهتاب آجوداني 24 ساله شنبه 30 خرداد در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
6- امير اميني فر پنجشنبه 28 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
7- مريم محمدي 23 ساله دانشجو به اوين منتقل شده
8- سارا رنجبر 22 ساله دانشجو به اوين منتقل شده
9- فرزانه رنجبري 25 ساله دوشنبه 25 خرداد در انقلاب دستگير به اوين منتقل شده
10- عاطفه نصيري 28 ساله يكشنبه 24 خرداد در ونك دستگير به اوين منتقل شده
11- فرزانه كماني 24 ساله دانشجو دوشنبه 25 خرداد در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده
12- صديقه صادق زاده 31 ساله و متاهل شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
13- محسن نوري 26 ساله شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
14- محسن بابا زاده 20 ساله چهارشنبه 27 خرداد در كريم خان بازداشت و به اوين منتقل شده
15- منصور عظيمي 27 ساله به اوين منتقل شده
16- سيد نويد قاضي 22 ساله دوشنبه 25 خرداد در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
17- حامد سعيد لو 29 ساله به اوين منتقل شده
18- وحيد زينلي 26 ساله شنبه 30 خرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
19- نيما كاكاوند 23 ساله چهارشنبه 3 تير در حوالي بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
20- مرتضي الياسي 28 ساله شنبه 30 خرداد در صادقيه بازداشت و به اوين منتقل شده
21- وحيد پاشايي 26 ساله به اوين منتقل شده
22-علي فاتح چهارشنبه 3 تير ميدان امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده
23-محمد کرامتی 17 ساله 28 خرداد در خیابان آزادی بازداشت و به اوین منتقل شد
24- داود صفری نیا 27 ساله شنبه 28 خرداد در میدان ونک بازداشت و به اوین منتقل شد
25- امین صبوری 29 ساله شنبه 28 خرداد ماه در میدان ونک بازداشت و به زندان اوین منتقل شد
26- پویا ترابی 19 ساله شنبه 28 خرداد ماه در میدان انقلاب دستگیر و به زندان اوین منتقل شد

خانواده ها امروز در مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار مطلع شدن از وضعیت عزیزانشان شدند به خانواده هاي بازداشت شده ها که به زندان اوین مراجعه می کنند گفته مي شود كه برويد و 15 روز ديگر براي پيگيري و ملاقات مراجعه كنيد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیریهای گسترده و لاینقطع مردم در جریان اعتراضات خیابانی و یورش به منازل و دستگیری فعالین و انتقال آنها به نقاط نامعلوم را محکوم می کند و از دبیر کل سازمان ملل خواستار ارسال فوری یک هیئت تحقیق برای بررسی وضعیت دستگیر شدگان اخیر است .
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
08 تیر 1388 برابر با 29 ژون 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

nokia-germany

تاریخ خبر: دوشنبه 8 تیر 1388 - کدخبر: 45590

ناخرسندی سیاستمداران آلمان از معامله‌ی زیمنس با رژیم ایران

ایران ب ب ب

دولت ایران از فن‌آوری شرکت آلمانی زیمنس، برای کنترل و سرکوب اپوزیسیون ایران استفاده می‌کند. اکنون در آلمان سیاستمداران ناخرسندی خود را از این مساله بیان می‌کنند.
از زمانی که معلوم شد شرکت زیمنس در سال ۲۰۰۸ تازه‌ترین فن‌آوری کنترل ارتباطات را در اختیار دولت ایران گذاشته است، بسیاری از سیاستمداران کارشناس امور ایران در آلمان نیز بر این باورند که این شرکت از مرز خود تخطی کرده است.

انتقاد احزاب محافظه‌کار

کریستیان روک، سخنگوی سیاست توسعه‌ی حزب سوسیال مسیحی آلمان می‌گوید: «اگر زیمنس تجهیزاتی به ایران صادر کرده باشد که برای سرکوب مخالفان رژیم این کشور مورد استفاده قرار گیرد، من نمی‌توانم با آن موافق باشم».

این تنها دیدگاه روک در حزب سوسیال مسیحی آلمان نیست. ادوارد لینتنر، نماینده‌ی پارلمان و وزیر مشاور پیشین این حزب نیز معتقد است که اگر زیمنس دست به چنین معامله‌ای با ایران نمی‌زد بهتر بود و باید در سیاست تاکنونی خود تجدیدنظر کند.

مخالفت سیاستمداران آلمانی، به حزب سوسیال مسیحی محدود نیست. فیلیپ میسفلدر از حزب دمکرات مسیحی آلمان می‌گوید: «این در خدمت منافع آلمان نیست که از دیکتاتوری در ایران ـ به هر صورتی که باشد ـ حمایت کند».

یکی دیگر از نمایندگان محافظه‌کار پارلمان آلمان، شرکت زیمنس را مورد خطاب وجدانی قرار داد و گفت: «کاری که کردید درست نبود».
تغییر ابزار سرکوب

انتقادات حزب سبزهای آلمان تندتر بود. کرستین مولر در انتقاد از رفتار زیمنس گفت: «دیکتاتورهای این جهان را با تازه‌‌ترین فن‌آوری مجهز کردن، راه درستی نیست. اکنون این سیستم‌ها به عنوان سلاحی علیه تظاهرکنندگان به کار گرفته می‌شود».

ورنر هویر مسئول سیاست خارجی حزب لیبرال آلمان نیز ضمن انتقاد از سیاست شرکت زیمنس در معامله‌‌ای اینچنین با دولت ایران گفت: «ابزار سرکوب تغییر کرده‌اند. باید این تصور را کنار گذاشت که تهدید فقط با سلاح و باتوم سروکار دارد».

تجارت و اخلاق؟
با این همه، هنوز ابتکاری برای تغییر قانون به چشم نمی‌خورد. صادرات زیمنس به ایران، در مرزهای حوزه‌ی قانون، جایی که «منطقه‌ی خاکستری» نامیده می‌شود صورت گرفته است. به گفته‌ی اوتا تساپف سیاستمدار حزب سوسیال دمکرات آلمان، ضوابطی برای صدور فن‌آوری حساس وجود ندارد و تغییر قانون در این زمینه به این سادگی نیست. وی می‌افزاید: «اگر بخواهیم این امر را کنترل کنیم، باید کل صدور فن‌آوری را ممنوع کنیم و شانس موفقیت برای آن ناچیز است».

کریستیان روک، سیاستمدار حزب سوسیال مسیحی معتقد است که نمی‌توان همه‌ی خطاها را متوجه شرکت زیمنس کرد. شرکت‌های دیگری نیز بوده‌اند که رفتار درستی نداشته‌اند. به گفته‌ی وی، در نظارت بر تحریم‌های بین‌المللی، کاستی‌هایی وجود دارد.

اکنون سیاستمداران آلمان از شرکت زیمنس خواسته‌اند که خود صادرات به ایران را محدود کند. مولر از حزب سبزها می‌گوید: «زیمنس این وظیفه‌ی اخلاقی را دارد که در چنین معاملاتی شرکت نکند». اوتا تساپف از حزب سوسیال دمکرات آلمان نیز خواهان گفت‌وگو با شرکت زیمنس برای روشن‌کردن عواقب چنین معاملاتی است. البته وی تصریح می‌کند که: «از شرکت‌های تجاری نمی‌توان اخلاق انتظار داشت».